سفارش تبلیغ
صبا

اندیشه پاک با نگاه برهنه

خدایا دوباره توفیق دادی تا فرصتی بیابم و در ماه مبارک رمضان 92 دلنوشته ای به قلم صفحه کلید بر مردمک چشم وبلاگی های عزیزم ،  ثبت کنم .

در فرازهایی از جوشن کبیر می خوانیم که خیر و شر را تو آفریدی ، مگر چیزی وجود دارد که مخلوق تو نباشد .

سیاهی و سفیدی مخلوق توست . شیطان هم مخلوق توست.

آیا آنچه از دیدگاه انسان بد است برای قادر مطلق هم بد است ؟ برای خدایی که قادر و بی نیاز و عالم به همه هست بدلیل علم به بیماری و جنایت و گناه و .... بدلیل قادر بودن و عالم بودن به آن ، نگاه خداوند با دیدگاه محدود انسان یکی نیست .

خدای مهربان برای اینکه بنده را دوست دارد خود را تا حد انسان پایین می آورد تا آنچه برای انسان با علم محدود نقص و ضعف و گناه و مضر است را به او گوشزد کند تا با وضع موجودش خود را تکامل دهد تا به مرتبه الهی برسد تا در این درجه ، بهشت را تجربه کند .

درک جهنم و بهشت دنیا و آخرت به میزان الهی شدن انسان ، وابسته است .

آیا اگر انسان به درجه ای برسد که با علم به بیماری آنرا برطرف کند بیماری یک سرگرمی نیست .

آیا اگر انسان مرتبه ای یابد که با علم بر ماهیت آتش ، چون ابراهیم در آن به سلامت باشد ، آتش جهنم غیر از گلستان رنگارنگی است با رقصی از نور .

آیا انسانی که سر یک پیچ جاده جان خود را از دست میدهد ، اگر علم داشته باشد که خودرویی با سرعت از طرف مقابل به سمت او در حرکت است این بزرگترین اندوه که منجر به نابودی جسم او میشود شیرین نخواهد شد 

بنابراین خدایی که به همه چیز عالم است . یک صحنه منجر به مرگ برای او بد نیست و این از دیدگاه انسان بد است چون علم ندارد . پس مراقب باشیم زمانیکه سر به آسمان میکوبیم و خدا را برای بدی هایی که برای ما فرستاده ، توبیخ می کنیم و قهر می کنیم و حتی ایمانمان متزلزل میشود ، در حالیکه خدا هیچ بدی حواله نکرده است .

برای خدا زلزله ای که جان بیشماری را میگردد بدلیل علمش بد نیست .

بیماری بد نیست.

وقتی به این استدلال رسیدیم که برای قادر مطلق بدی وجود ندارد ، آنوقت تکلیف انسان با خود و خدایش روشن میشود .

در روزی بچه ات یا همسرت را از دست میدهی ، خدا با علم به بعد از مرگ ، کار بدی نکرده ، ولی انسان به خاطر محدودیت هایش تا حد کفر پیش میرود .

این معرفت ، به انسان آرامش میدهد تا به علم و قدرت خدا ایمان داشته و بداند که خدا سبحان است و بدی در او راه ندارد .

نگاه برهنه به ما می آموزد که بسیاری از کاستی ها و بلایا فقط از نگاه ما معنی دارد و از نگاه برهنه خداوند ، خوبی مطلق است . 

با آرزوی توفیق 

92/05/06

تقدیم به دوستان گلم

 مهدی

 

 


نوشته شده در یکشنبه 92/5/6ساعت 2:33 عصر توسط مهدی نظرات ( ) |

انسان در زمان تولد از نظر بار خنثی است .

در مسیر زندگی اکثر افراد خنثی هستند و با گذر زمان بر ما تاثیر میگذارند .

قانون حاکم بر ما همان قانون جذب است . بارهای همنام یکدیگر را جذب می کنند 

یک جاذبه بی نهایت مثبت داریم که هر نامی میتوان برآن گذاشت .

تعداد بیشماری افراد خنثی داریم که دارای هسته مثبت فطری هستند و بارهای منفی در اطراف شبیه الکترونهای اطراف هسته در اتم .والضالین

تعداد اندکی افراد مثبت داریم با هسته مثبت بزرگتر از افراد عادی با بار مثبت محیطی ، که انبیا و اولیا و معصومین و صالحین هستند السلام علیک ایها النبی و رحمه الله و برکاته و السلام علینا وعلی عبادالله الصالحین 

و افرادی که در طول عمر خود بدلیل جذب بارهای منفی زیاد ، دارای هسته مثبت کوچک و کوچکتر شده و به افراد منفی با فطرت مثبت قابل اغماض بدل گشتند.    المغضوب علیهم 

منظور از هسته همان فطرت و روح دمیده در انسان است 

منظور از بارهای محیطی ، افکار و گفتار و کردار مثبت و منفی است.

این استدلال :  قانون جذب ، خوشبختی ، موفقیت ، کمال ، خدا ، شیطان ، رفیق ناباب ، دنیا مزرعه آخرت ، گوهر خود را هویدا کن ، دوری از اصل خویش ، من ملک بودم و از فردوس دور

شدم عمرهای بی حاصل ،فلسفه وجود معصومین ، مراقبت از تاثیر پذیری از عوام برای افراد خاص ، تزکیه نفس و مراقبت از فطرت ، انرژی های کیهان ، مدیریت ذهن ، فرشتگان ، ناکامی

اکثریت مردم مطابق با خنثی بودن آنان در دنیا ، عدم استجابت دعا (امکان جذب ) بدلیل دوری بالفعل و قرابت بالقوه با قدرت جاذبه بینهایت به اختیار خود بدلیل غیر همنام بودن بار محیطی

( شامل پندار و گفتار و کردار منفی که مجموعا بشر آنرا گناه مینامد)  ، را تایید می نماید .

 

موفق و پیروز باشید 


نوشته شده در یکشنبه 91/3/21ساعت 11:22 صبح توسط مهدی نظرات ( ) |

خدایا میخوابم و بیدار میشوم و سالیان دراز این را تکرار می کنم تا فراموشم شود که روزی شک و تردید من ، دل تو را شکست . 
شکی که ایمان من را به تو ، زایل کرد و با شکستن دل تو ، جهان من شد مکررات دنیوی برای بازگشت ایمان که هر چه میگذرد غباری که بر آینه وجودم می نشیند من را از تو و ایمان دورتر و دورتر می کند .
به من سختی های دنیا( از نگاه بنده ) را هدیه کردی تا چون سمباده ای غبار را از آینه وجودم دور کند ولی من جاهل آنرا نعمت ندیدم و تو را ستمگر به خودم دیدم و باز از تو دور شدم .
به من کویر را دادی تا از ظاهر به باطن بروم ولی من کور دل از فراق سبزه تمام عمر به خود و سرنوشتم لعنت کردم .
یک عمر برایم صبر کردی و من کوردل می گفتم خدایا مرا فراموش کرده ای و چون تو را نمی دیدم ، تو را مقصر می دانستم حال آنکه چشم من غبار گناه گرفته و تو هستی . 
به من گفتی خدا باقیست و تو فانی ، ای بنده ام ، ای عشقم نمی خوام نابودی تو را ببینم و یک عمر صبر کردی ولی من جاهل به تو ایمان نیاوردم و فکر کردم تو داری امتحانم می کنی و یا به اصطلاحی شوخی می کنی ولی داغ تو را از این حقیقت که من نابود میشوم را نفهمیدم .
خدایا توفیق نگاه برهنه را به تمام بندگانت عطا کن . آمین 
یک عمر نفهمیدم جهنم یعنی نابودی وبهشت یعنی باقی وجاوید.
وهمواره آتشی را مجسم کردم که یکسری در آن می سوزند و خودم را پشت فکرم مخفی می کردم و از ترس جلوتر را نمی دیدم که من کجام ولی داغ تو را و کلام زیبای تو را نفهمیدم .
خدایا اینقدر نابود شدم و تو با امید دوباره مرا آفریدی که این غبار مانند پوستینی از گناه بر جانم سنگینی می کند.بر چشم حقیقتم ، دست دعایم ، زبان ندایت، پای عملم ، گوش شنیدن نوایت ، لمس نعمات روح افزایت ، بوی عطر عشقت .
اکنون تو را می ستایم که به من شعور دادی و تو را شاکرم که به این معرفت رسید ه ام و دارم تلاش می کنم که نگاهم را برهنه کنم .این اولین قدم برای رهایی از این پوستین گناه است و هنوز راه درازی در پیش است ، به من و همراهانم توفیق جاودانگی عطا کن . آمین 


نوشته شده در یکشنبه 91/2/10ساعت 9:42 صبح توسط مهدی نظرات ( ) |

خدای تو کیست ؟

به ما آموختند که خدا بزرگ است آنقدر که در وصف نمی گنجد و گفتند او از رگ گردن به تو نزدیکتر است و گفتند هر آنچه در فکر تو ست و تو باور کردی و ای وای بر تو .

خدا کسی است که موقع گرفتاری دعا میکنم و یقین ندارم که اوست یا کسی که جواب دهد یا خیر.

لا اله الا الله

خدای من کیست ؟

غیر خدایی نیست پس خدای من هر لحظه زندگی من است . چرا تعجب میکنی ؟

خدا را گذاشته ای یک گوشه و هر اتفاقی می افتد او را در حاشیه می بینی و تا کارد به استخوانت نرسد او را نمی بینی .

هر لحظه اوست ، چرا اگر اتفاقی برایت می افتد او را نمی بینی . اگر خوبی یا بدی او را نمی بینی و با او حرف نمی زنی ؟

کسی غیر از او در زندگی تو نیست هر لحظه به شکلی تجسمش میکنی ولی از او غافلی .

اگر ناراحتی با او سخن کن ، اگر خوشحالی نیز .

او سختی را در دنیا قرارداد چون تو مسافری و اگر لذت زیادی در دنیا بود دلبسته میشدی و از راه تکامل باز میماندی .

بدی ها از عدم خوبی حادث شد و گرنه او خوب مطلق است و هر جا بدی هست از آن (غیر خدا ) دوری کن و یا با خوبی جایگزین کن.

قدرت فکر تو در آنست که میتواند سرکشی کند همانطور که شیطان سرکشی کرد و میتواند اطاعت کند و به کمال نایل گردد همانطور که محمد(ص) به معراج رفت.

سرمایه ما به قدر استفاده از فکر نامحدود ماست. ما به کاهی بسنده کرده ایم و گنجشک روزی بدنبال طعمه روز خود سرگردان در دنیا پرسه می زنیم و سرمایه گرانبها ی عمر را

خرج میکنیم .

 

 


نوشته شده در یکشنبه 90/8/29ساعت 4:48 عصر توسط مهدی نظرات ( ) |

من آن سروم که از نامردمی ،هرگز ننالم ----من آن خورشید تابانم که می تابد ، به عالم

من آن ابرم ، که مهرو رحمت آرم                         من  آن بادم ، که بوی نعمت آرم

من آن دریای صبرم ،موج در دل                       من آن آتشفشانم ، گر خروشم در بزایم

من آدم نیستم، یک هاله ای از جنس نورم     مثال آدمی ، شکلی است از اشکال حالم

به شکلی دزدم و پستی،  مزید است                 دگر شکلم ، احد جز او ندیدست

بزرگم ، قادرم ، سرمایه دارم                            دگر شکلم تهی دستم ، ندارم

خدایا ، با خودم گر آشنا شم                             تویی من خود نیم ، از خود جدا شم

بزرگی را زسرو آموخت ، آدم                            به طوفانهای دنیایی ، نشد خم

اگر موجی به دل می داشت، دریا                     از آن گهواره ای می ساخت ، در را

اگر ابری بدی در دام طوفان                            نگه می داشت قطره تا بیابان

خدایا ترس از طوفان ،مرا کشت                        نه در زائیدم و گهواره ام خفت

ندانستم که آرامش به کودک                           سبب گهواره ای نا آرمیدست

ندانستم طلا و جوهر تو                                   زخشم خفته ، یک داغ دیدست

غروبت را نمی خواهم                                     طلوعت را نمی خواهم 

                   چرا ،چون نورم و تاریکیت هم ، یک پدیدست

بهشتت را نمی خواهم                                 جهنم را نمی خواهم  

                 چرا ، چون من وجودم هاله ایست، آن نور دیده ست

من آن نورم ،  در آن دیده                                      من آن فکرم ، به سر چیده

ظهورم ، ظاهرم ام الیقین است                            یقین ، گنج وجود مومنین است

اولین شعر ثبت شده از مهدی 27/06/90

 


نوشته شده در یکشنبه 90/6/27ساعت 2:27 عصر توسط مهدی نظرات ( ) |

الهی , نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

                                        نه تو آنی که گدا را ، ننوازی به نگاهی

در اگر باز نگردد ، نروم باز به جایی  

                                      پشت دیوار نشینم ،چو گدا بر سر راهی

کس به غیر تو نخواهم ،چه بخواهی چه نخواهی  

                                    باز کن در ، که جز این خانه مرا نیست پناهی

 


نوشته شده در یکشنبه 90/6/27ساعت 1:33 عصر توسط مهدی نظرات ( ) |

 کو همت مردان خدایی                      کو عشق و هوای کبریایی

 

آدم به خطا، نزول کردست                خبط ، تو چه بود که پیش  مایی

 قربانی ، خبط آدمی شد                    قران کریم ، دنیوی شد  

 حضرت که به معراج سفر کرد         قران کریم را بسر کرد  

  بسپرد به ما عزیز خود را              قربانی ، جمله خیر وشر کرد

 رجعت همه دوستان را به فطرت پاک، در روز عید فطر، آرزومندم .

شعر از مهدی


نوشته شده در پنج شنبه 90/6/10ساعت 2:11 عصر توسط مهدی نظرات ( ) |

مطلب یکی بود یکی نبود  را بسیار شنیده ایم

اینجاست که انسان از خود می پرسد لزوم حضور اینهمه انسان در کنار رابطه من با خدا چه حکمتی دارد ؟

آیا در حقیقت من هستم و خدا یا همه اینها هم در زندگی من هستند ؟

باطن زندگی اجتماعی من چیست ؟ چرا باید در جمع باشم و خلوت و عزلت نشینی چرا بعد از پیامبر ، از طرف خدا  مردود شمرده شد.

حال به کنکاش در موضوع می پردازیم تا معرفتی حاصل شود

اگر کسی نبود و جهان نبود و من بودم و خدا ، مسلما  این تصویر از زندگی نبود و شکل دیگری بود و در آینه الهی فقط من کلیاتی از زندگی می دیدم و شکل زندگی فرق می کرد

خداوند برای اینکه ایمان انسان را با وجود اختیارش در جزئیات زندگی آزمایش کند تا خالص را از ناخالص جدا کند نیاز بود تا از وحدت به کثرت نظر کند و کثرت را آفرید .

انسان مومن کسی است که از کثرت به وحدت برسد .

بسیاری از ما از کثرت به کثرت می رسیم و هیچ اتفاقی  در زندگی ما حادث نمی شود و از صراط مستقیم گمراه می شویم .و خدا ( واحد ) بدلیل وجود کثرت در ما، جایی برا ی تجلی ندارد.

پاسخ گرانقدر حضرت علی در جواب کسانی که از او  پرسیدند  علت اینکه شما جایگاه بزرگی نزد خدا و رسولش دارید چیست ؟ فرمود : بر دروازه دلم نشستم و غیر خدا را راه ندادم .

گواهی بر این موضوع است ، او نگفت کسی غیر از خدا نیست ،(بسیاری بر این عقیده باطل هستند ) .

شان حضرت علی بخاطر سیر از کثرت به وحدت است .

قسم به رحمانیتت ای خدا ، که امام همه صفات لایزال توست ما را در کشف حقایق یاور باش  . آمین

 

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه 90/5/16ساعت 12:18 عصر توسط مهدی نظرات ( ) |

خداوند در سوره بقره میفرماید : کسانی که ایمان دارند و عمل صالح میکنند به باغهایی که از زیرش نهر ها جاری است داخل میشوند و هر گاه میوه ای روزی شان شود گویند

همانگونه که قبلا وعده شده بود و برای آنان همسرانی پاک میفرستیم تا جاودانه در آن خشنود باشند.

عمل صالح شما بدل به باغی می شود که از زیرش نهر ها جاری است چرا زیرش ؟ چون بقای نهر بدست تداوم عمل خیر شماست و اگر بر عمل صالح باقی ماندید باغ به ثمر می نشیند

 و از میوه اش در دنیا و آخرت بهر ه مند میشوید طبق وعده خداوند و شک نکنید .

چرا باغ ؟ چون کثرت عمل صالح مقصود است و محدودیتی در آن نیست .

غرض از همسران پاک چیست ؟ ما میگوییم سبحان الله   این تسبیح بسیار بزرگ است یعنی چون یقین داریم خدا پاک است پس ضرر ودشمنی از او متوجه ما نیست و ما تسلیم محض او

میشویم و حتی در خلوص بالا اختیار خود را بدست او میسپاریم برای رستگاری خود . لذا پاکی همسر یعنی همدمی که از او هراسی متوجه تو نباشد و با یقین با او خوشی کنی و جاودانه

با او  لذت ببری .

 


نوشته شده در دوشنبه 90/5/10ساعت 9:28 صبح توسط مهدی نظرات ( ) |

به شما همسفر عزیزم که در اولین سحر ماه مبارک ، پاک بودید و به مهمانی خدا وارد شده اید خیر مقدم عرض میکنم .

باشد که در این سفر یکماهه سوغات الهی برای رستگاری  خود بر چینیم.

معرفت - بصیرت - یقین سه ابزار غواصی در اقیانوس الهی است لذا برادر و خواهر همسفر ، ما به جهت همسفری به گردن هم حق داریم و باید در کسب معرفت

 همدیگر را یاری کنیم ، با تعمق بیندیشید و از دل پاک خود سخن گویید تا خالص شود و به نگارش در آید . از اینکه معرفت را در اختیار دیگران بگذارید نترسید ، چون

 خاصیت سرمایه ها ی الهی اینست که با مصرف کردن افزوده میشود و نه کم .

خداوند در ابتدای سوره بقره می فرماید : فاسقان کسانی هستند که باران رحمانیت الهی بر سر آنان میبارد و هرگاه برق مسیرشان را روشن میکند حرکت میکنند

 و چون تاریکی حادث شود ، بایستند  ( منظور از برق نور بزرگی است که همه چیز را روشن میکند و بدلیل ایمان ضعیف ، انسان فاسق بلا فاصله راه را گم

میکند .مثل کسی است که چون رمضان میرسد روزه ای میگیرد و نمازی و چون از آن بگذرد فراموش میکند یا مثل کسی است که چون به بلایی گرفتار شود خدا را

میخواند و همینکه فارغ شود فراموش میکند )

وای بر اینان که خدا می فرماید : مرا مسخره میکنند در حالیکه آنان خود را به مسخره گرفته اند و زیانکارانندو تنها گروهی هستند که خدا بر دلهایشان مهر میزند تا

در گمراهی بمانند و لا ترجعون و در دنیا هلاک میشوند . (اشاره به انا لله و انا الیه راجعون )

برادر وخواهرم اولین سوغاتی ما در روز اول ماه مبارک رمضان این باشد که فاسق نباشیم .

یادمان باشد که معرفت ، سرمایه الهی است و نامحدود . در کسب آن سیری ناپذیر باشید .

انشاء الله

 


نوشته شده در دوشنبه 90/5/10ساعت 8:47 صبح توسط مهدی نظرات ( ) |

   1   2   3      >

 Design By : Pichak